بینات

روضه های امام حسین(ع) ۱

m.poormahdi
بینات

روضه های امام حسین(ع) ۱

( روضه های امام حسین (ع)  )
بسم الله الرحمن الرحیم

يا اَبا عَبْدِاللهِ يا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ، اَيهَا الشَّهيدُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَي اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِاِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ،

روضه ۱ ؛

عزیزان را غم محبوب سخت است
فراق یار مهربانِ خوب سخت است
زِ هستی دل بریدن هست آسان
ولی دل کندن از محبوب سخت است
خدا داند به پیش چشم زینب
لب لعل حسین و چوب سخت است
حسینم وا حسینم وا حسینم (۲)
همان لب هایی که پیغمبر می بوسید ٬ زهرا می بوسید ٬ جلوی چشم زینب و بچه های یتیم حسین ٬ یزید با چوب خیزران می زد ٬ این قدر این صحنه برای خانم زینب کبری (س) سخت بود گریبان پاره کرد ٬ حسین جان ....
چوبی به لبت نشسته دیدم
دندان تو را شکسته دیدم
چشمان تو را پر آب دیدم
بر دور سرت شراب دیدم

 

روضه ۲ ؛

دل حریم حرم توست حسین
رزق ما اشک غم توست حسین
به روی بام حسینیّهٔ دل
تا قیامت عَلَم توست حسین
در قیامت که همه حیرانند
چشم ما بر کرم توست حسین
به وفاداریِ زینب سوگند
همه جا هم قدم توست حسین
کجا بریم خانم زینب نباشد ٬ کدام مصیبت بخوانیم خانم زینب حضور نداشته باشد.
همه جا زینب بود ٬ آمد بالای بلندی ٬ دید دور حسینش را گرفتند٬
ناله می زد ! وامحمدا ٬ واعلیا٬ واحسینا ٬ از زیر تیغ و نیزه ها چشم برادر به خواهر افتاد ٬ صدا زد ٬ خواهرم ؛ اِرْجِعی الی الْفُسْطاط٬
برگرد به طرف خیمه ها ٬ بی بی برگشت امّا یک وقت دیدند زمین کربلا می لرزه ٬ هوا تیره و تار شد ٬ چیزی نگذشت سربلند کند ببیند یک سر نورانی بالایِ نی ٬ حسین جان ...
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب

 

روضه ۳ ؛

یابن الحسن فدای تو و اشک دیده ات
قربان اشک دیدهٔ بر رخ چکیده ات
صاحب عزا تویی به تو گوییم تسلیت
مولای من فدای دل داغ دیده ات
ناله دارها ٬ گریه کن ها ٬ عزادارها ٬ کربلائی ها ٬ امام زمان(عج) در زیارت ناحیهٔ مقدّسه می فرماید؛
فَلَأنْدُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَساءً ٬ وَ لَأبْکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعَ دَمَاً؛
یعنی یا جدّا شب و روز بر مصائبت آن قدر اشک می ریزم تا اشک چشمم مبدّل به خون شود ٫ عزیز فاطمه فراموش نمی کنم آن ساعتی که ذوالجناح با یال غرق به خون ٬ زین واژگون آمد طرف خیمه ها
همین که صدای شیههٔ اسب شنیدند هشتاد و چهار زن و بچه از میان خیمه ها بیرون آمدند ( یا صاحب الزمان ) نگاه کنند ببینند اسب بی صاحب آمده ٬ حسین ....
به ناله بانگ برآورد که یا جَواد اَبی
سوار دشت بلا را چرا نیاوردی
چه روی داد که ای ذوالجناح بابم را
دگر ز معرکهٔ کربلا نیاوردی
صدا زد؛ یا جَواد اَبی هَلْ سُقِیَ اَبی اَمْ قُتِلَ عَطْشانا ؛ سکینه صدا زد ؛ اسبِ بابا به من بگو بابام آب دادند یا با لب تشنه سر از بدنش جدا کردند.
کس آب داد بر آن تشنه کام یا که نداد
بر این سؤال جوابی چرا نیاوردی

 

روضه ۴ ؛

زینب چو دید پیکری اندر میان خاک
از دل کشید ناله به صد درد سوزناک
کای خفته خوش به بستر خون٬ دیده باز کن
احوال ما ببین و سپس خواب ناز کن
طفلان خود به ورطهٔ بحر بلا نگر
دستی به دستگیری ایشان دراز کن
سیرم ز زندگانی دنیا یکی مرا
لب بر گلو رسان و ز جان بی نیاز کن
ای وارث سریر امامت ز جای برخیز
بر کشتگان بی کفن خود نماز کن
آمد گودی قتلگاه ٬ چه گذشت به این خواهر ٬ نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها را کنار زد ٬ صدا زد ؛ حسین جان ٬ می خواهم صورتت را ببوسم ٬ امّا سر در بدن ن داری
چه کرد این خواهرِ داغ دیده ٬ لبهایش را گذاشت بر حلقوم بریده ...
کوی تو دارالشفاست ٬ یا حسین بن علی
روی دل در کربلاست ٬ یا حسین بن علی
درس جانبازی به ما داده عاشورای تو
عشق و ایثار و وفا روشن از سیمای تو
در ره حفظ شرف شد خزان گل های تو
خون بهای تو خداست ٬‌یا حسین بن علی

 

روضه ۵ ؛

نالم چو نی از یاد نینوایت
مُردم در آرزوی کربلایت
جانان من این جان من فدایت
گاهی نگاهی کن سوی گدایت
تو نور چشم جمله کائناتی
چراغ راه و کشتی نجاتی
با آن که لب تشنه لب فراتی
تو ساقی و سرچشمهٔ حیاتی
ابی عبدالله روز عاشورا آمد دم خیمه با همه وداع کند ٬ دید بچه ها دورش را گرفتند ٬
کجا می ری بابا ؟ رُدَّنا اِلی حَرمِ جَدّنا
زینب دور حسین می گردد ٬ رباب نگاه به قد و بالاش می کند ٬ برای غریبی حسین گریه می کند ٬ به هر سختی از زن و بچه جدا شد ٬ چند قدم بیشتر نرفته بود ٬ دید یک صدایی از پشت سر می آید کسی می گه؛
مَهلاً مَهلا ــ یَابْنَ الزّهرا ؛ حسین جان
کمی آهسته رو تو سوی میدان
که خواهر آمده با حال نالان
برگشت ٬ نگاه کرد دید زینب آمده ٬ ابی عبدالله از مرکب پیاده شد ٬ حسین جان صبر کن ٬ وصیت مادرم زهرا را انجام بدهم .
زیر گلویش را بوسید ٬ صدا زد خواهرم ؛
جان خواهر در غمم زاری مکن
با صدا بهرم عزاداری مکن
گر خورد سیلی سکینه دم مزن
عالمی زین دم زدن بر هم نزن
هست بر من ناگوار و ناپسند
از تو زینب گر صدا گردد بلند
با تو هستم جان خواهر همسفر
تو بپا این راه پوئی من بسر
معجر از سر ٬  پرده از رخ وا مکن
آفتاب و ماه را رسوا مکن
خواهر را  امر به صبر کرد رفت میدان ٬ یک دفعه ببنند ذوالجناح به سمت خیمه ها...


موضوعات مرتبط: گریزهای مداحی

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۸ | 19:56 | نویسنده : m.poormahdi |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.