بینات

تحمل گرفتاری ها

m.poormahdi
بینات

تحمل گرفتاری ها

    

                

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عرفای بزرگ زمان ما خانمی داشت که شوهر خود را می زد. آزار می داد٬ حتی سم خورد که بمیرد تا شوهر او را به زندان ببرند٬ یا اعدام کنند. ولی ایشان خانم خود را هم نجات داد. وقتی دید همسرش بعد از فوت معذّب و گرفتار است٬‌آن قدر برای او نماز و عبادت می کرد که خانم او از عذاب قبر نجات پیدا کند.این ها همه به خاطر شرح صدر است. مرحوم حاج آقا دولابی می گفتند: برادرزن های این آقا آمدند و به آقا گفتند: خواهر ما خیلی شما را اذیت می کند٬ اجازه بدهید او را ببریم. گفت: نه٬ من اجازه نمی دهم. گفتند: چرا؟ گفت: چون کسی غیر از من نمی تواند این خانم را تحمل کند. برادرها٬او را اذیت می کنند. مادرش هم او را اذیت می کند٬ ولی من می توانم او را تحمل کنم. از بس شرح صدر داشت. انسان هایی که شرح صدر دارند٬ یک علامت آن این است که تحمل آن ها زیاد می شود.

تحمل گرفتاری ها؛ یک علامت دیگر شرح صدر این است که در مصائب و بلاها و ناگواری ها و سختی ها تحمل انسان زیاد می شود.اگر همه مردم پشت سر او حرف بزنند٬ می گوید: خوب بزنند. انسان های کوچک عصبانی می شوند٬ ولی انسان های بزرگ و سینه دار اصلا اعتنایی نمی کنند؛ چون حرف مردم واقعیت را تغییر نمی دهد.امام پنجم(ع) به هشام فرمودند:«یا هشام لو کان فی یدک جوزة و قال الناس لولؤة ما کان ینفعک و أنت تعلم انها جوزة و لو کان فی یدک لولؤة و قال الناس انها جوزة ما ضرک و انت تعلم انها لؤلؤة؛ ای هشام٬ اگر در دست تو گردویی باشد و مردم بگویند که در دست تو مروارید است٬ سودی به حال تو ندارد٬ در حالی که می دانی آن گردو است. واگر در دست تو  مرواریدی باشد و مردم بگویند گردو است٬ تو را زیانی نمی رساند٬ در حالی که می دانی آن مروارید است.» انسان بزرگ٬ ابتلاء او هم بزرگ است و تحمل او هم خیلی بزرگ است. ابتلا انسان را می سازد.                                                                                                              

این بلای دوست تطهیر شماست                  علم او بالای تدبیر شماست                                              

چرا بلای انبیا از همه بیشتر بوده؟ چون رشد و درجهٔ آن ها هم از همه بیشتر بوده. فراوان روایت داریم که هر کس ایمان او بالاتر باشد٬ بلای او بیشتر است. امام صادق(ع) فرمودند:«انما المؤمن بمنزلة کفة المیزان کلما زید فی إیمانه زید فی بلائه؛ مؤمن همانند کفهٔ ترازو است٬ هر چه بر ایمانش بیفزاید٬ بر بلایش افزوده شود.» هر چه ایمان ورشد انسان بالا می رود٬ بلای انسان هم بیشتر می شود. یعنی بیشتر او را تکان می دهند. ملّا عبدالله مثال خوبی زده است. می گوید: چوپان ها مشک را آن قدر تکان می دهند تا کره های آن جدا شود. خالص از ناخالص جدا شود. خدا هم مؤمنین و اولیای خودش را خیلی تکان می دهد.قرآن می فرماید:«أم حسبتم أن تدخلوا الجنة و لمّا یأتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم البأساء و الضراء و زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصرالله ألا إن نصرالله قریب؛ آیا گمان کردید داخل بهشت می شوید٬ بی آن که حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانا که گرفتاری ها و ناراحتی ها به آن ها رسید٬ و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند٬ گفتند:« پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» آگاه باشید٬ یاریِ خدا نزدیک است!» همین تکان دادن است که پیغمبر واطرافیان او می گفتند:«متی نصر الله» پس نصر خدا چه زمانی می رسد؟ یعنی آن قدر آن ها را تکان می دادند که منتظر فرج و گشایش بودند.

شکیبایی در برابر مصیبت ها؛ یک علامت شرح صدر این است که انسان در برابر مصیبت ها مقاوم است.امیرامؤمنین(ع) در اوصاف مؤمن فرمودند: «بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه؛ نشاط و شادابی را در چهره دارد و حزن و اندوه را در دل خود پنهان می کند.»                                                                                                                                                        

رسول خدا(ص) فرمودند:« اربع من کنوز الجنة کتمان الفاقة و کتمان الصدقة و کتمان المصیبة و کتمان الوجع؛ چهار چیز از گنج های بهشت است:پنهان داشتن فقرو تنگدستی٬ پنهان داشتن صدقه٬ پنهان داشتن مصیبت و پنهان داشتن درد.

 

 

 


موضوعات مرتبط: منبرک(صحبت های کوتاه)

تاريخ : پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴ | 10:55 | نویسنده : m.poormahdi |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.